خرید بک لینک
سال ۹۱. مدیر مدرسهای که در آن تدریس میکردم از من خواست در جلسهی اولیا چند کلامی برای والدین دانشآموزان کنکوری صحبت کنم. من هم که نه آمادگی داشتم و نه خود را در حدی میدانستم که بخواهم برای افرادی که احتمالا ۹۹ درصدشان از من باسوادتر، دلسوزتر و باتجربهتر هستند، نطق کنم. در هر صورت به اصرار مدیر، بالا رفتم و چند کلمه حرفهایی زدم که از صمیم قلب به آنها معتقد بودم. گفتم که به یک روش اعتماد کنید و سعی کنید آرامش داشته باشید. هزار معلم و مشاور و کلاس، دردی را دوا نمیکند. همین کتابها را بخوانند و آرام باشند و به همین مدرسهای که در آن درس میخوا

برچسب: استرس,استرسانگ,استرس چیست,استرس بار,استرس اکسیداتیو,استرس در بارداری,استرس و تپش قلب,استرس و اضطراب,استرس شدید,استرس و اضطراب چیست, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 1:00

صد داد از این بیداد. ماندهام به که شکایت برم که -اغراق نکنم، تقریبا- هرشب خواب تو را میبینم. به خدایم -که در واقع خدای تو هم هست- گله برده بودم چندی پیش. نمیدانم چه در حکمتش میگذرد که محل به حرفم نمیگذارد. آخر این خدا هم شوخیاش گرفته. خودش یک کاری میکند که منِ بندهی بیایمانِ ضعیفالنفس، گمان کنم کاری از دستش بر نمیآید و از او قطع امید کنم. بعد به خاطرِ همین میبردم به جهنم. پیش خود میگویم تا کاری نکنم که معلوم است نمیفهمد یا حتی اگر بفهمد هم چنان نمیشود که من آرزو دارم. بعد فکرم را اصلاح میکنم که نخیر! خدا که بخواهد، میشود؛ خوب هم می

برچسب: درد شکم,درد شکم در دوران بارداری,کمردرد در بارداری,درد شکم سمت چپ,درد شکم در اوایل بارداری,درد شکم سمت راست,درد شکمی,درد شکم بعد از رابطه,درد شکم نوزاد,درد شکم بعد از خوردن غذا, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 6:43

هرگز به عمرم نگاهت نکردهام؛ لیک بسیار خوابت را دیدهام.

در عجب بودم از سبب این همه خواب، که اتفاق جدیدی رخ داد.

ناباورانه روحت را در اطرافم حس میکنم و -هرچند دیده نمیشوی- همینجا نشستهای؛ کنار من.

معلوم نیست آرزویم دارد برآورده میشود یا اینکه از برآورده نشدن آن دارم دیوانه میشوم و خود بیخبرم. البته که بیخبری هم عالمی است.

برچسب: اتفاق عجیب در بهشت زهرا,اتفاق عجیب,اتفاق عجیب در اسمان تهران,اتفاق عجیب در والیبال زنان,اتفاق عجیب در برنامه نود,اتفاق عجیب در فوتبال ایران,اتفاق عجیب در چین,اتفاق عجیب در تبریز,اتفاق عجیب در فوتبال,اتفاق عجیب در ایران, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 14:04

آه که چقدر از قیدوبندهای عجیب انسانی بیزارم. خصوصا از خوردن و دفع که واقعا آزاردهنده هستند. گاه میاندیشم که اینها دیگر چه شوخیهایی بودهاند که خداوند با ما بندگان ضعیف خود کرده است؟! در فهرست قیدوبندها میخواهم خواب را هم بیاورم؛ اما با یک تبصره. رویاهایی که میبینم، به زیبایی قیدوبندهای انسانی را کنار میزند و روح مرا به پرواز به سوی نادیدهها و ناشنیدهها و حتی ناشناسها درمیآورد. حتی با من از عشق سخن میگوید در خواب. این دانشمندان تجربی، با تعریفی که از رویاهایی که ما میبینیم ارائه میدهند، بر ناامیدی میافزایند. طبق حرفهای آن

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 9:50

گاهی آدم انقدر دیر میکند که دیگر آنچه میخواسته از دست میرود. من، اینک، خودخواسته دارم چنین میکنم. این لحظه مناسب هم بگذرد؛ امروز هم بگذرد؛ هفته هم بگذرد؛ این شش ماه هم بگذرد. زمان مناسب را برای خودم به گونهای تعریف کردهام که هرگز رخ ندهد. منتظرم که بگذرد و به اتمام برسد. دلم نمیخواهد این حجم از حس خوب، با خودخواهی، ناپختگی، عجله و شاید کمی بیعقلی من خراب بشود. ترجیح میدهم این ارادت و احترام را بگذارم روی تاقچه بماند. حالا خاک هم خورد که خورد؛ گاهی میروم خاک را از رویش پاک میکنم و دستی رو آن میکشم. بیتاب میشوم گاه و بیگاه؛ شبهای

برچسب: طاقچه,طاقچه کتاب,طاقچه دیواری,طاقچه مجازی,طاقچه خندوانه,طاقچه به انگلیسی,طاقچه دانلود,طاقچه بالا,طاقچه چوبی,تاقچه تنهایی, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 17:59

خواب دیده بودم که مادرش با من سخن گفتند، دستانم را در دستانشان گرفتند و بعد، من واردِ پیست دو شدم. داشتم میدویدم که صدای پایی شندیم. صدای پا که نزدیک شد، صدای آشنایی آمد که نامم را صدا زد. برگشتم دیدم اوست ولی ایستاده بود کنار پیست و من دیگر فاصله داشتم. خیلی از خوابهایم تا به حال تعابیر جالبی داشتهاند. از آن شب تاکنون در فکرم که تعبیر این خواب چه میتواند باشد. بسیار خوشبینانه در مورد گذشته و بدبینانه در مورد حال اندیشیدم. تعبیر خواب، عیناً همان است که دیدم. فاصله، خودخواسته بوده است لابد؛ برعکسِ نزدیک شدنِ غریبانهی دلها که ناخودآگاه بوده اس

برچسب: تعبیر خوابمار,تعبیر خوابمرده,تعبیر خوابموش,تعبیر خوابماهی,تعبیر خوابمدفوع,تعبیر خوابم,تعبیر خوابمورچه,تعبیر خوابمو,تعبیر خوابمرغ,تعبیر خوابمارمولک, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:36

اینکه آدم نام خودش را بگذارد عاشق، مسئولیت بزرگی است. من که هیچگاه از تهِ دل این اجازه را به خودم ندادهام. به نفسم میگویم غرورت را ببین. ترس از فکر مردم را ببین. حالا چه میگویی؟ خودت را گول زدی؛ خدای عاشقان را که نمیتوانی. چقدر حاضری از خودت، رویاهایت، اعتقاداتت و اهداف غیرمعنویات بگذری به خاطر عشقت؟ پاسخ به این سوال، تا حد زیادی مشخص میکند چه کسی عاشق است و چه کسی نیست. عاشق باید با جرأت باشد و امیدوار و پرانرژی. اما من که خسته و بیامید حولِ تفکراتِ اضطرابآور خویش معلّق میزنم. تازه مدعی هم میشوی که خدا گفته آرزو کن و بخواه تا برآورده

برچسب: تو عاشقی,تو عاشقی رو یادم دادی,تو آیا عاشقی کردی بفهمی,تو به عاشقی میگی هوس,تو از عاشقی چه میدانی,تنها با تو عاشقی میکنم,عاشقیم,رمان با تو عاشقی میکنم,تو از کی عاشقی,قانون تو تو عاشقی هوسه, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 19:45

تو کیستی که گاه و بیگاه در خوابهایم ظاهر میشوی؟ در این رویاهای غریبم، گاه دلت میخواهد که بگویی دوستم داری و گاه، با گرفتن دستِ دختر دیگری، قلبم را تکهپاره میکنی. در این خوابها، گاه مرا به آغوش میکشی و گاه، هرچه به چشمانت مینگرم هیچ نظر نمیکنی. تو کیستی که این چنین از نظرم پنهان شدهای؟ وای به حال من که اساسِ زندگیام ناباورانه بر خوابهایم است. کاش نزدم میآمدی؛ پیش از آن که دیر شود و قلبی سهچندان پارهپاره را برایم هدیه آوری.

برچسب: خواب,خوابگاه دختران,خواب به انگلیسی,خواب تلخ,خواب مار,خوابم میاد,خواب رفتن دست,خواب زده ها,خوابگرد,خوابگاه دانشجویی, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:12

حال کجا نشانی از تو پیدا کنم؟

اصلا مگر گم کرده بودم که حالا بیابم؟ مگر پیش از این چیزی به دستم رسیده بود؟

چه سرنوشتی.

برچسب: پیدا, کانال در تلگرام,پیدا, همزاد,پیدایش انسان,پیدایش زمین,پیدایش جهان,پیدا, کد پستی,پیدایم کن,پیدایش,پیداکردن وای فای مخفی, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:11

قطعا میدانید که...

...وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ...

بخش از آیه ۲۶ سوره نور

برچسب: نورت,نور الشريف,نور,نور الزين,نور الغندور,نوری زاد,نورهان,نورا,نور العبيدي,نورس ستار, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:11

حقیقتاً دلم میخواست امروز به دانشگاه میرفتم و سر کلاسی مینشستم. غرق درس استادی میشدم و جزوهای برمیداشتم. پس از اتمام کلاس، به دو میرفتم و قمقمهام را پر از چای میکردم و دوان دوان در حالی که چای داغ به سقف دهانم تاول مینشاند، به کلاس بعدی میرفتم. هنوز دوران دانشجوییم تمام نشده؛ اما دلم به همین زودی تنگ شده است. روز نخستِ ابن ترم، به غایت تلخ و غم انگیز بود. اما این چیزی از عشق من به تحصیل و کلاس و درس نمیکاهد. درست است که تاب آوردن تنهایی، در یک مکانِ عمومی و بزرگ، گاهی سخت میشود. ولی در هر حال، لذتِ دانشجو بودن هم کمچیزی نیست. چگونه م

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:11

باز هم خواب تو.

اینبار خواب مادرت را دیدم که با من سخن میگفت. چیزی از آن سخنان به خاطرم نمانده.

پس از مکالمه، در مسیری مدور، شروع کردم به دویدن. داشتم میدویدم که صدای پایی از پشت سر شنیدم.

صدا داشت نزدیک و نزدیکتر میشد. آنقدر صدا نزدیک شد که حتی نفسها را هم توانستم بشنوم.

صدا گفت: «خواهش میکنم پردیس.» همینطور که میدویدم، سرم را برگرداندم. تو بودی!

اما

دیگر من خیلی دور شده بودم و تو ...

برچسب: خواب تو,خواب تولد نوزاد,خواب توله سگ,خواب تولد,خواب توت,خواب توت فرنگی,خواب توالت,خواب تو را دیدم,خواب توت سفید,خواب توت ديدن, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:11

از ماندن در خانه خسته شدهام ولی دلم نمیخواهد از خانه بیرون بروم.

از خوابیدن متنفرم ولی دوست ندارم از بینِ پتوهایم خارج شوم.

طبیعی است؟

برچسب: طبیعت استرالیا,استروجين طبيعي,طبیعت استان گلستان,طبیعت استان فارس,طبیعت استان ایلام,طبيعت استراليا,طبیعت استان گیلان,طبیعت استان لرستان,طبیعت استان اصفهان,طبیعت استان اردبیل, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:10

دیگر طاقتم دارد تمام میشود.

داشتم دارالمجانین را میخواندم که با خود اندیشه کردم این همه تبوتاب درونی چه سود به خاطر یک خلق خدا؟! رفتم سراغ دارالمجانین چرا که بسیار عجیب شده حالات روحیام. از کائنات کمک طلب میکنم و گاه، صدایش را از پشت سر میشنوم. مانند همان صوتی که در خواب، مرا صدا کرد و نامم را بر زبان آورد.

چه سود این همه؟

هر چند که ناامیدی، بیشتر ضرر روحی میرساند تا امیدِ واهی.

برچسب: طاقت,طاقت بیار فریدون,طاقت بیار رفیق,طاقت بیار رفیق داریم میرسیم,طاقت فرسا,طاقت بیار,طاقت بیار رفیق متن,طاقتم ده سالار عقیلی,طاقت دوریتو ندارم,طاقتم ده مرضيه, نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:10

صفحه بندی